X
تبلیغات
رایتل

داستان سیزدهم علاقه شدید به رفتن مسجد جمکران  چاپ

تاریخ : دوشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1389 در ساعت 13:14

داستان سیزدهم

علاقه شدید به رفتن مسجد جمکران

 

مرحوم پدر بزرگوارم مرتب عصر پنج شنبه با پای پیاده به جمکران می رفتند . آری پدرم ما را با مسجد جمکران و با آقایمان حضرت ولی عصر عج آشنا کردند و در آن ایام یعنی 50 سال قبل مسجد جمکران فقط یک مسجد کوچک داشت و یک صحن و اطراف آن جند حجره برای زائران و حتی برق آن با موتور برق بود.

ولی بیشتر مردم که به مسجد می آمدند در موقع نماز امام زمان عج گریه و ناله می کردند یادم هست گاهی از اوقات که نیمه شب پیاده از مسجد جمکران می آمدیم پدرم می فرمود سوره هایی که از قران مجید حفظ دارید بخوانید مانند سوره واقعه و گاهی ایشان پیاده که بر مگشتند به شهر در حال راه رفتن نماز شب می خواندند .

از جمله از کسانی که همراه ایشان بودند مرحوم سلاسه السادات حاج سید عبدالحسین بهشتی رحمه الله علیه برادر ایشان بود که عاشق امام زمان عج بودند و مرتب پیاده مسجد جمکران مشرف می شدند. 


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد