X
تبلیغات
رایتل

داستان سی و سوم خوابدیدن حمله کردن سگی که دندان نداشت  چاپ

تاریخ : دوشنبه 20 تیر‌ماه سال 1390 در ساعت 14:05
           

مرحوم پدرم  حاج سید رضا فروغی رحمه الله علیه می فرمودند سالی قاچاق یعنی غیر قانونی کربلا مشرف شدم. وقتی از مرز ایران وعراق گذشتم وبه خاک عراق رسیدم شب خواب دیدم سگ خطرناکی به ما پارس می کندوحمله کرد، ولی وقتی سگ نزدیک شد دیدم سگ دندان ندارد ونمی تواند به ما آسیبی برساند ولذا روز بعد که با ماشین بطرف کربلا می رفتیم یک مرتبه از کنار نخلهای خرما یک مأ مور عراقی که ارتشی بود به ما حمله کرد فریاد زد ایست، ولی راننده ماشین ما توقف نکرد وبا سرعت به راه خود ادامه داد وآن عراقی اسلحه خود را به طرف ما گرفت ولی ما رفتیم وخوشبختانه تفنگ آن ژاندار عراقی فشنگ نداشت ونتوانست به ما حمله کند وآسیبی برساند و ما به سلامت کربلای معلا مشرف شدیم.


نویسنده وبلاگ سید مهدی فروغی foroghi110@yahoo.com

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد