X
تبلیغات
رایتل

داستان چهاردهم توسل به حضرت معصومه س برای آینده فرزندش  چاپ

تاریخ : دوشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1389 در ساعت 13:38

داستان چهاردهم

توسل به حضرت معصومه( س) برای آینده فرزندش

 

مرحوم پدر بزرگوارم وقتیکه من دوره ابتدائی را تمام کردم به من فرمود می خواهی دبیرستان بروی یا در حوزه علمیه شرکت کنی من عرض کردم انشاء الله در حوضه علمیه خواهم آمد و درست سال 1342 شمسی بود که پدرم با بسیاری از مراجع آن زمان مثل مرحوم آیه ال العظمی له نجفی فرمودند اگر فرزندت درس بخواند خوب است و اگر مانند بعضی از آقازادها درس نخواند باشد صلاح نیست تا اینکه پدرم شبی حضرت معصومه سلام الله علیها را در خواب دیدند باین کیقیت که فرمودند در ایوان آئینه حضرت معصومه بو دم که یک مرتبه حضرت معصومه از طرف حرم تشریف آوردند در ایوان آئینه و چادر سفیدی به سر کرده بودند من با ایشان سلام کردم و ایشان بعد از جواب سلام مطالبی فرمودند و در باره فرزندم سید عباس از او سوال کردم که چکنم ایشان فرمودند شما که می گویی من مادی نیستم یعنی به دنیا علاقه ندارم و این کنایه بود که فرزندت برود روحانی بشود .

و از آن روز من درس رو حانیت را شروع کردم و البته این خواب را پدرم برای بعضی از اساتید حوزه علمیه قم نقل کردند مثلا حضرت آیه الله استاد فشارکی و هر وقت ایشان مرا می دیدند می فرمایند نظر حضرت معصومه با شما هست انشاء الله آینده در خشان خواهی داشت مرحوم والده شما داستان خوابش را برای من تعریف کرده انشاء الله خداوند به برکت عنایت حضرت معصومه سلام الله علیها ما را از یاران حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف قراردهد.

نظرات (1)
سلام
وبلاگ را دیدم خوبه فقط اگر هر روز یک مطلب آپ کنی بهتره تا اینکه همه را یکجا بدی
موفق باشی
دوست خوبم:
سلام حدود صد تا است ۱۴ تا اول را به خاطر عددش گذاشتم .ممنون..راستی یک سرچ اسمت را بکن .چه کردی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد